خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

 

و باز هم دیداری دیگر ...

 

http://1st-gharar.blogsky.com

:: جمعه ۱۹ آبان ماه ساعت ۳۰/۱۶

:: جمعه ۳ آذرماه ساعت ۳۰/۱۶

مکان : پارک ملت - کافی شاپ توت فرنگی

در مورد تاریخ و ساعت توی وبلاگ قرار نظر بدین

 

 
امشب بعد از ۴-۳ ماه آنلاین شد. ( همیشه همین قدر فاصله بین اومدنش بود )
با اینکه کمو بیش قبول دارم از دل برود هر آنکه از دیده برفت ؛ ولی باز خاطرات چت های گذشته با یادم اومد !!
 
هیچ موقع از نزدیک ندیدمش و فقط عکساشو میدیدم ؛ با وجود کیلومترها فاصله ؛‌ ولی همیشه وقتی میومد یه چیزی اون ته مها ! قلقلک میشد !
چند بار تماس تلفنی ( کمتر از تعداد انگشتان دست !‌ ) در مدت ۳-۲ سال کار خودشو کرده بود
 
از اون کیس هایی بود که همه جوره حاضر بودم پاش بایستم !
 
همیشه به شوخی بحث ازدواجو باهاش پیش میکشیدمو باهم کلی میخندیدیم . البته بعضی وقتا هم جدی میشد ! تا حدی که یه بار که ایران اومده بود گفت با پدرش هم صحبت کرده .
 
ولی ۲سال اختلاف سن ... از همون اول مانع کار بود
 
امشب وقتی اومد و پی ام داد کلی خوشحال شدم . ازش پرسیدم " بابا کجایی بی معرفت چرا خبری ازت نیست ؟! "  که با خنده جواب داد " شوهر داری که دیگه نمیزاره آدم به کارای دیگه برسه !! "
شوکه شدم  اول فکر کردم شوخی میکنه ! ولی بعد که چند بار سوال کردم دیدم که نه !! مثل اینکه راست میگه ...
 
نمیدونستم ناراحت باشم به خاطر از دست دادنش ؛ یا خوشحال باشم به خاطر ازدواج کردنش !
 
بعد از مدتها کلی باهم گپ زدیم . من از کارو بارم گفتم ؛ اون از زندگیو شوهرش گفت .
خودش که هیچی به روی من نیاورد که حالا من ممکنه چه حالتی پیدا کنم . البته منم مثل خودش به روی خودم نیاوردمو با خوشحالی بهش تبریک گفتم .
در عوض اونم بحث رفتن منو به اونجا پیش کشیدو کلی در این مورد باهم حرف زدیم.
خودمم ۲سال پیش دنبال رفتن بودم ولی به خاطر کم بودن مدرک تحصیلیم منصرف شدم
 
ولی حالا که بحث پیش کشیده شد دوباره فکرم مشغول شد .
چون الان اوضا فرق میکنه ؛ من هم واسه خودم کار دارم ؛ هم دستم تو جیب خودمه ؛ و خودم میتونم واسه خودم تصمیم بگیرم ؛ در نتیجه میتونم واسه رفتن یه کارایی انجام بدم !
الان اگه یه نگاهی به ساعت پست این مطلب بندازین میبینین که دم سحره ! دیگه خوابم نمیبره
گفتم شاید نوشتن اینا یکم آرومم کنه...
 
پ.ن ۱: یه هدف مشخص با یه پشتکار خوب میتونه آدمو به همه چیز برسونه !
پ.ن ۲: امشب فهمیدم که هنوز دخترهای عاقل و فهمیده پیدا میشن !  . وقتی با خودم فکر میکنم میبینم شاید مخالفت اون زیاد هم بی راه نبوده . توی مدت ۸-۷ سال چت کردن هیچ دختری را ندیدم که اینقدر آروم ؛ منطقی ؛ با فکر و به دور از احساسات با مسائل برخورد کنه ...
 
 
 به هر حال از صمیم قلب براش آرزوی سپید بختی میکنم